۱۳۹۲ آذر ۲۳, شنبه

محمد مصدق اوشین سیاست پدر انقلاب 57





گردآوری و نوشته شده توسط محمد حسن خواجه عبداللهی

خدمتگزار بودن پادشان پهلوی بر اکثر ایرانیان مانند روز روشن و آشکار است. تنها عده ای معدود به خدمتگزار بودن این پدرو پسر اعتراف نمی کنند.
اما در مقابل خاندان پهلوی یک نام و یک روز قرار دارد که ابزار دست مخالفان این خاندان هستند. محمد مصدق و 28 مرداد. فردی که با اتحاد با توده ای های روس نشان با هر دوی این پدر و پسر ایران ساز در ستیز بود.
مخالفان خاندان پهلوی به گونه ای سخن می گویند که گویی این خاندان یک کشور صد در دموکرات را تحویل گرفته و به یک کشور استبدادی تبدیل کرده اند. آنان هیچ گاه از بی لیاقتی و دیکتاتوری شاهان قاجار و بی کفایتی آنان که گاه از اجداد آنان نیز هستند سخنی به میان نمی آورند.
نام محمد مصدق و روز 28 مرداد به طور غیر قابل باوری از زبان گروه زیادی عنوان می شود. از بهرام مشیری مخالف اسلام گرفته تا گروه مجاهدین خلق اسلام گرای.
تجربه حدود چهار دهه زندگی به تهیه کننده این ویدیو آموخته که تعداد بیان کنندگان یک نظر نمی تواند میزانی برای راستی یا ناراستی آن نظر باشد. نمونه بسیار روشن آن تعریف و تمجیدهای بسیار زیادی بود که افراد زیادی در سالهای اول انقلاب از خمینی می کردند و در نهایت بر همگان روشن روشن شد واقعیت 180 درجه با آنچه می گفتند اختلاف داشت.
با توجه به تاثیر این پدر و پسر در پیشرفت کشور غیر منطقی نخواهد بود اگر نتیجه بگیریم کسانی که با آنها در ستیز بودند چندان قابل ستایش و اعتماد نیستند.
خرد به ما دستور می دهد که باید به چشمانمان بیشتر از گوشمان تکیه و اعتماد کنیم. ولی متاسفانه بخش زیادی از ما ایرانیان اینگونه ترتبیت شده ایم که به گوشمان بیشتر از چشم مان اهمیت می دهیم. با چشمان خود تمام پلیدی ها و کثافات جنگ و کشته شدن بیش از دویست هزار تن از بهترین جوانان ایران را می دیدم ولی چون به گوشمان بیش از چشم مان اعتماد داشتیم و داریم شیادان حراف زبان باز آنرا به عنوان دفاع مقدس و نعمت به ما و فرهنگ قالب کردند و باز هم می کنند.

در مورد مصدق و پهلوی نیز باید به جای گوش سعی کنیم با چشم قضاوت کنیم. به خصوص زمانی که چشم ما خدمتگزار بودن خاندان پهلوی را به ما اثبات می کند. اینجاست که بر خلاف تمام تعریف و تمجیدهایی که از محمد مصدق می شود باید با دیده شک و تردید به این انسان نگریست. به خصوص زمانیکه برنامه سازان راستگوو میهن پرست رسانه دوست و برادر بی بی سی که خدمتگزار بودن خود به ملت ایران به خوبی به اثبات رسانده فیلمی را در تعریف و تمجد از مصدق می سازند. همان رسانه ای که 22 سال اعلام کرد خامنه ای فقط رهبر مذهبی ایران است و تازه دریافته که خامنه ای از همان ابتدای رهبری خود نهادی قدرتمند بنیان نهاد که سکان اصلی سیاست و اقتصاد کشور را به دست دارد. در همین ویدیو گوشه هایی از این فیلم را مرور خواهیم کرد تا دلیلی باشد بر دوست و برادر خواندن این رسانه و راستگو و میهن پرست خواندن مازیار بهاری تهیه کننده این فیلم. 

طرفداران محمد مصدق مرتب تکرار می کنند که دولت ملی مصدق توسط گروهی از چماقداران زنده یاد شعبان جعفری سرنگون شد. خرد به ما دستور می دهد که بپرسیم چگونه یک دولت ملی است و از پشتیبانی میلیونها ایرانی برخوردار است که توسط چند چماقدار سرنگون می شود؟
برای شناخت محمد مصدق، ما بچه های انقلاب ترجیح می دهیم آنچه را با چشمان خودمان دیده ایم را دوباره مرور کنیم. این کار یعنی به میوه ها و ثمر او در روزگار خودمان نگاهی بیندازیم. نزدیکان محمد مصدق و شاگردان مکتب او از جمله ابراهیم یزدی، مهدی بازرگان و کریم سنجابی از محصولات او هستند.
گروهی از بازماندگان خاندان قاجار که به خود نام ملی مذهبی داده اند ولی در اصل باید آنانرا قجری مذهبی نامید. به قول بهرام مشیری اینان سفیه ان سیاسی بودند که درسال 1357 خمینی را که در سال 42 مخالفت خود را با حق رای زنان اعلام کرده بود و در کتاب تحریر الوسیله باب نکاح مساله 12 شهوترانی با دختر شیرخوار را صحیح می داند به عنوان رهبری آزادی بخش و مقدس به مردم نا آگاه آن زمان ایران قالب کردند.
اینان با اینکه اعدامهای فله ای اول انقلاب را با چشمان خود می دیدند تا چندسال به تعریف و تمجید از او پرداخته و از او برای ملتی که عادت کرده بود به گوش خود بیش از چشمش اعتماد کند بتی مقدس و غیر قابل شکست ساختند.
به راستی چگونه یک فرد می تواند میهن پرست و ملی باشد چنین شاگردان و همکاران خائن و جنایتکاری را به جامعه تحویل دهد؟
خصوصیت اصلی این گروه پهلوی ستیزی و جنگ با این خاندان به هرقیمت ممکن حتی نابودی ایران است.
نگاهی بیندازید به بازرگان این پیر خودفروش سیاسی آلزایمری چگونه با پستی هر چه تمامتر به طمع به دندان گرفتن تکه استخوانی از قدرت وخالی کردن عقده های روانی خود از خاندان پهلوی پشت دستان خمینی را لیس می زند. به این ویدیو دقت کنید که این پیره جنده سیاسی یار نزدیک محمد مصدق چگونه نام الله را که مقدس ترین نام در بین ایرانیان آن زمان بود برای چاپلوسی از خمینی استفاده می کند و به او تقدس می بخشد.

حال نگاهی می اندازیم به خود محمد مصدق که با نام دکتر محمد مصدق از او یاد می شود. آیا شما که اکنون در حال تماشای این برنامه هستید می دانید موضوع پایان نامه دکتر محمد مصدق چه بوده؟
موضوع پایان نامه دکتری او احکام ارث در قوانین اسلامی بوده و او در پایان نامه خود از این احکام دفاع کرده. موضوع و کاری که بیشتر به حوزه مربوط می شود تا دانشگاه. اینجاست که این جرقه در ذهن ما ایجاد می شود که محمد مصدق یک مسلمان باورمند به اسلام بوده. کسی که مسلمان است و به اسلام باور دارد شرع بر او حکم می کند که قوانین اسلام را در جامعه پیاده کند. در اثبات این سخن بر اساس نوشته های گروه قجری مذهبی مطالبی در ادامه برنامه آورده می شود.
سند دیگری که در این زمینه می توان آورد سخنان مهدی بازرگان یار و همراه و تربیت شده مکتب محمد مصدق است که در سال 57 بازیچه خمینی شد و دولت غیرقانونی موقت را تشکیل داد و بارها اعلام کرد که می خواهد قوانین اسلام را در جامعه پیاده کند و جامعه را بر اساس قرآن اداره کند.
در ضمن در باره چگونگی طی مدارج تحصیلی توسط محمد مصدق تحقیقی مفصل توسط محمد مجزا صورت گرفته و تردید جدی در این باره وجود دارد که در وبلاگ ایشان در آگوست 2011 نوشته شده است.
اکنون نگاهی می اندازیم به 28 مرداد و چگونگی آن اتفاق. مصدق در یک آبان 1331 مجلس سنا را تعطیل کرده و نمایندگان آنرا که نیمی از آنان منتخب مردم بودند از سنا اخراج کرد. 

چگونه یک فرد دموکرات به خود اجازه می دهد یک یک مجلس را تعطیل کند؟ مجلس شورای ملی نیز در مقابل قانون گریزی ها و زیاده خواهی های مصدق ایستاد. مصدق در 19 تیرماه 1332 اعلام کرد چون مجلس به دولت توهین کرده دولت ناچار است که در باره انحلال مجلس که نمایندگان مردم ایران در آن حضور داشتند به رفراندوم متوسل شود.

آری اینجاست که یکی از بخش های بارز شخصیت آن پیرمردی که ما عادت کرده ایم او را با عکسی که بسیار مظلوم و تنهاست ببینیم ظاهر می شود. او خودخواه است یعنی کسی حق ندارد به او توهین کند اگر البته توهینی شده باشد و قلدر است که می خواهد مجلس نمایندگان مردم را تعطیل کند. محمد علی میرزا مجلس را به توپ بست و او برای اینکه قاجار بودن خود را ثابت کند تصمیم به تعطیلی مجلس گرفت.

او فردی شدیدا عصبی، لجباز و متعصب بود. او در 5 مرداد 1332 اعلام کرد که برای انحلال مجلس شورای ملی به رفراندوم متوسل خواهد. در 8 مرداد جمعی از نمایندگان مجلس رفراندوم او را غیر قانونی اعلام کرده و علیه این فرد خودخواه قلدر قانون ستیز اعلام جرم کردند. این رفراندوم بدون تصویب قانونی مجلس یا کمیسیون‌هایی از مجلس صورت گرفت که بی شک غیرقانونی است. 
مخالفان دولت به دلیل غیر قانونی بودن این رفراندم رای ندادند و نتیجه این رفراندوم غیر قانونی رای مثبت به تعطیلی مجلس بود.

آنچه بیان شد تاریخ است افسانه و داستان سرایی نیست اگر شک دارید خودتان زحمت بکشید و تاریخ را مطالعه کنید. نوحه خوانان و سینه زنانی که زیر علم این فرد سینه میزنند و می گویند که او ملی بود و می توانست ایران را به دموکراسی برساند یا تاریخ را نمی دانند یا خود را به نادانی می زنند. یا اینکه از اساس نمی دانند یک فرد قلدر قانون گریز خودخواه که مجلس را به دلیل توهین به خود تعطیل می کند از اساس یک دیکتاتور به تمام معناست.

در اینجا بد نیست واژه پوپولیسم را که یکی از منفی ترین صفات یک سیاستمدار است تعریف نماییم:. پوپولیسم به جریانی گفته می‌شود که که مدعی است بدون هیچ واسطه حزبی یا نهادی نماینده مستقیم مردم است و لذا خود را ملزم به پاسخگویی به هیچ نهاد سیاسی نمی‌داند و هر گاه نهادهای سیاسی که اساس دموکراسی هستند از او پاسخ بخواهند به عموم متوسل شده و با آوردن آنان به خیابان در مقابل نهادهای قانونی می ایستد. 
سیاست‌ورزی آقای مصدق دقیقا از این سنخ بود و او بی شک یک عوام گرای پوپولیسم بود. مصدق بر اساس رفراندوم غیر قانونی یاد شده در 22 مرداد 1332 مجلس شورای ملی را نیز تعطیل کرد.
او در در طی 9 ماه دو مجلس را که سمبل قدرت مردم در تصمیم گیری در کشور بودند تعطیل کرد. همچنین او اشتهای زیادی داشت و دیوانه وار تلاش می کرد تا فرماندهی ارتش را نیز از آن خود کند که خوشبختانه موفق نشده بود.

هدف او این بود که قدرت مطلقه در کشور باشد و این یعنی کودتا. این عمل ثابت می کند کسی که شعار دموکراسی خواهی می داد خودش از اساس دیکتاتور بود.

در 25 مرداد 1332 یعنی سه روز بعد کار غیر قانونی مصدق در تعطیلی مجلس شورای ملی پادشاه فقید ایران حکم عزل مصدق را صادر کرد. ولی مصدق نه تنها به حکم که بر اساس قانون باید به آن تمکین می کرد نپذیرفت بلکه فرستاده شاه را هم دستگیر کرد.

اولین نکته که همه باید بدانند این است که قانون جاری کشور در آن زمان به شاه کشور این حق را داده بود که بتواند نخست وزیر را برکنار کند. به عنوان مثال امروز قانون به احمدی نژاد این حق را می دهد که وزیر خود را از کار برکنار کند. اگر احمدی نژاد وزیر را برکنار کرد کاری غیر قانونی انجام نداده. اگر وزیر حکم عزل خود را نپذیرد کارش غیر قانونی است.
پس با این مثال ساده می توانیم بفهمیم عزل نخست وزیر یعنی محمد مصدق توسط شاه غیر قانونی نبوده. البته اگر کینه ها، عقده های روانی، پیری، آلزایمر و لجبازی اجازه بدهد برخی دشمنان پهلوی و مصدق اللهی ها واقعیات را بپذیرند.

مصدق در این زمان از بخشی از نظامیان توده ای که توانسته بود زیر نفوذ خود در آورد استفاده کرده و بر علیه شاه ایران کودتا می کند و این نیرو را در برابر ارتش ایران قرار می دهد. این کار غیر قانونی این شغال یاغی به ظاهر موش مرده در صورت ادامه می توانست به جنگی داخلی و خانمان سوز تبدیل شود.

شاه از ایران خارج می شود. بر اساس قانون جاری آن روز کشور فرمانده کل قوا پادشاه بود و کودتا چی و یاغی کسی است که در مقابل قانون جاری و ارتش کشور می ایستد.

این بخش را ببینید که موسی مهران می گوید ما تانک داریم آنها هم تانک دارند. حال بهرام مشیری با ادعای سابقه نظامی آنقدر درک ندارد که بفهمد معنی این جمله چست بر او نمی توان خرده ای گرفت دانش او بیش از این نیست. 
در این زمان به دلیل بی کفایتی مصدق در اداره کشور، مردم ایران با مشکلات زیادی روبرو بودند. به همین دلیل مصدق پشتوانه ملی مردمی خود را از دست داده بود و چنان در بین مردم ایران بی پایگاه بود که به قول طرفدارانش حکومت توده ای نشان سه روزه غیرقانونی اش توسط چند چماقدارمیهن پرست زنده یاد شعبان جعفری ساقط شد و این یاغی خودخواه قانون گریز قدرت پرست کودتا گر خود را تسلیم کرد.

برای روشن شده ذهن مصدق الهی ها به خصوص پیرانی چون بهرام مشیری که قوه یادگیری آنان تحلیل رفته مثالی دیگری می اوریم. اگر امروز محمود احمدی نژاد همین مجلس شورای اسلامی بر اساس رفراندومی بدون تصویب نشده در مجلس تعطیل کند آیا کار درستی کرده؟ اگر مجلس امروز که بر اساس قانون توانایی کنار گذاشتن احمدی نژاد را دارد او را از قدرت کنار بزند آیا نام این کودتاست؟

مصدق به جای پذیرفتن قوانین کشور و برکناری احتمالی از طریق استیضاح مجلس، ترجیح داد با اقدامی‌خلاف قانون مجلس را منحل کند. و در اقدام خلاف قانون دیگری دست خط عزل را نپذیرفت و کار را به جایی رساند که با حرکت نظامی‌ برکنار شد.

آری ما بچه های انقلاب مصدق را اوشین سیاست می دانیم. در سالهای 65 یا 66 سریالی پخش می شد با نام اوشین. همه اوشین را دوست داشتند تا جائکه یک روز در روز زن رادیو با زنی مصاحبه کرد و پرسید الگوی یک زن مسلمان کیست و آن زن جواب داد اوشین. امام راحل خمینی مهربان همان آیت الله مهدی بازرگان و محسن سازگارا حکم اعدام آن زن را و تهیه کنندگان برنامه در صورت غیر زنده بودن آن صادر کرد.
ما نمی دانستیم چرا خمینی چنین حکمی صادر کرده تا اینکه بعدها متوجه شدیم اوشین یک زن تن فروش بوده و جایی که او در آن کار می کرده روسپس خانه بوده نه آرایشگاه.
آری در جامعه ریاکار ما که تن فروش بودن زن بدترین صفت است و این زنان هیچ گاه جایگاهی در خور توانائیشان در کاهش فشار های روحی و جسمی جامعه نیافته اند و همشیه از طرف خریدارانشان چه مذهبی و چه غیر مذهبی نکوهش شده اند و مورد دشمنی قرار گرفته اند یک زن تن فروش را به عنوان الگو به جامعه قالب کرده بوند.
در مورد مصدق نیز همین است یک فرد دیکتاتور لجباز قدرت پرست عوام فریب دین ابزار را به عنوان فردی دموکرات و سکولار به جامعه قالب کرده اند و می کنند

. یکی از جملاتی که مرتب توسط مصدق اللهی ها تکرار می شود این است که شاه باید سلطنت کند نه حکومت. مصدق هیچ گاه این سخنان را در زمان بستگان قاجار و دیکتاتور خود عنوان نکرد. این شعار او فقط برای مخالفتش از انتقال سلطنت از قاجار به خاندان خدمتگزار پهلوی بود.

مصدق توده‌ها را بسیج می‌کرد تا پشت آنها سنگر بگیرد و اصولا هیچ اعتقادی به قانون نداشت و با وجودی که خود را حقوقدان می خواند٬ کمتر براساس چارچوب‌های حقوقی گام برمی‌داشت. او با فشار توده‌ها همه چارچوب‌های قانونی را به هم ریخت. بقیه هم نمی‌توانستند حرفی بزنند چون مردم در خیابان بودند.

وقتی مجلس با مصدق به مخالفت برخاست٬ او به میان مردم رفت و گفت: مجلس این جاست. مجلس یعنی توده‌ها. این‌ها مصداق واقعی سیاست‌های پوپولیستی است. 

در سالهای گذشته اینگونه به ما القا شده که نفت توسط مصدق ملی شد. در صورتیکه ملی شدن صنعت نفت ابتدا توسط مجلس شورای ملی تصویب شد، مجلس سنا این مصوبه را تایید نموده و با امضای شاه ایران به قانون تبدیل شد. دولت مصدق در اردیبهشت 1330 یعنی چهل روز پس از ملی شدن صنعت نفت به روی کار آمد. زمانیکه نفت ملی شد مصدق یک نماینده مجلس بیش نبود.

مصدق فردی بسیار مذهبی و معتقد بوده که احکام اسلام باید در جامعه پیاده شود و آخوندها در مدیریت جامعه نقش نقش موثر داشته باشند. مصدق که به دروغ از او به عنوان نماد ملی گرایی یاد می شود نماد اسلام گرایی یا در اصل آخوند گرایی است.

توجه بهرام مشیری راکه در چندین برنامه خود در نکوهش ماه رمضان و روزه سخن گفته وپرسیده که کشور ایران چه مقدار به مرده های عرب بدهکار است که باید کشور ایران به دلیل سالمرگ آنان تعطیل باشد به برخی از اقدامات محمد مصدق جهت پیاده کردن قوانین اسلامی در جامعه جلب می کنیم:
مصدق برای اولین بار سوگند خوردن به قرآن را در مجلس ایران باب کرد. 
مصدق در 14 خرداد 1330 بخشنامه ای را برای رعایت قوانین شرعی در ماه رمضان صادر کرد در سال 1330 روز وفات امام جعفر صادق را تعطیل رسمی اعلام نمود 
در 23 مرداد 1332 قانون منع پیاله فروشی را لازم الاجرا کرد 
در انتخابات دوره هفدهم آخوند پر نفوذ آقا شیخ علی تهرانی را به ریاست نظارت بر انتخابات مجلس گماشت و بدین ترتیب زمینه حضور آخوندها را برای اولین بار در مجلس ایران فراهم نمود. 
در اسفند 1330 در یکی از روزنامه های ایران مقاله ای با عنوان خطر حکومت آخوندبازی و هرج و مرج چاپ شد و در آن مصدق به دلیل قدرت دادن به آخوندها مورد نقد شدید قرار گرفته بوده.

عزت الله سحابی می نویسد دوره مصدق اوج حضورآخوندها در قدرت و تصمیم گیری در کشور در دوران پهلوی بود. مقامی که مصدق برای آخوندها قائل بوده ارشاد و دولت و رهبری عموم بوده است. 

بر اساس آثار منتشر شده توسط گروه قجری مذهبی ها از جمله محمد ترکمان و عزت الله سحابی به طور آشکارا می توان به این نتیجه رسید که مصدق یک آخوند بدون عمامه بوده. جامعه آرمانی مصدق جامعه ای بوده که در آن آخوندها بر اساس قوانین اسلام بر عملکرد مردم و مسئولین نظارت کنند. به طور عملی می توان گفت جامعه آرمانی مصدق همان جامعه ایران بعد از انقلاب 57 بوده. اگر مصدق را پدر انقلاب 57 یا کارنده بذر آن انقلاب بدانیم به بیراهه نرفته ایم. 
یاران و تربیت شده مکتب مصدق از جمله یزدی، سنجابی و بازرگان رکاب خونین خمینی را بوسیدند و او را به طمع لیسیدت تکه استخوانی از قدرت بر گرده ملت ایران سوار کردند. 

خود قجری مذهبی ها معتقدند مصدق با تشکیل یک مجلس آخوندی به جنگ نوگرایی و تجدد ایران رفته که هدف اصلی دو شاه خدمتگزار پهلوی بود. او همیشه با نوگرایی این دو پاشاه سر ستیز داشت.

مصدق فردی بوده مانند احمدی نژاد حراف و عوام فریب. وقتی هوشنگ امیراحمدی وقتی در برنامه پارازیت اعلام کرد که احمدی نژاد مصدق است اعتراض همراه با شگفتی کامبیز را به همراه داشت. اما با مروری بر عملکرد محمد مصدق می توان به این نتیجه رسید که هوشنگ امیراحمدی مصدق را بهتر از کامبیز می شناسد.

مصدق در سال 1305 وقتی وارد مجلس شد عکسی از پیامبر اسلام را به همراه خود برد و گفت این پادشاه اسلام است که دست او بیرق ایران است. این حرکت مصدق که بر اساس نوشته قجری مذهبی ها یعنی محمد ترکمان در مخالفت با پادشاهی رضا شاه عنوان شده که پادشاه این کشور حضرت محمد است انسان را به یاد هاله نور اطراف سر محمود احمدی نژاد دلقک در سازمان ملل می اندازد.
او در تیرماه 1332 وقتی مجلس در مقابل زیاده خواهی های او ایستاد با عصبانیت از مجلس خارج شد و در مقابل مجلس روی چهارپایه ایستاد و به مردمی که در حال گذر بودند گفت نمایندگان مردم شما هستید نه آنانکه در مجلس هستند.

مصدق در مجلس عنوان کرد که اعتقاد به اسلام باید در جامعه نهادینه شود به گونه ای که سرباز اسلام باید معتقد باشد چه بکشد و چه کشته شود به بهشت می رود. نتیجه این سخنان عوامفریبانه شیادانه را در 8 سال جنگ خانمان سوز کثیف که شیادان به عنوان دفاع مقدس از آن نام می برند با چشمان خود دیدیم.

مصدق در سال 1299 به تایید و پشتیبانی دولت انگلستان والی فارس می شود. کتابی توسط یکی از آخوندهای شیراز با عنوان قوانین اللهی نوشته شده بود و نویسنده معتقد بوده قوانین الهی برگرفته از قرآن باید در جامعه پیاده شود و مصدق این کتاب را با هزینه شخصی چاپ می کند. 

شعارهای زیاد در رابطه با ملی شدن صنعت نفت اجازه نداده که به این ماجرای مهم با دید کارشناسی نگریسته شود. مصدق هم افکار عمومی ‌را تحریک کرده بود که ما به تنهایی می‌توانیم نفت را استخراج و فرآوری کنیم که هیمن این ادعا هم ظرف مدت کوتاهی از هم پاشید. روی دیگر ملی کردن صنایع٬ محروم کردن بخش خصوصی از مالکیت و مدیریت است، بنابراین تفاوتی میان ملی کردن یا دولتی کردن صنایع وجود ندارد. 

بر بسیاری از کارشناسان اقتصاد کاملا روشن است که آقای مصدق و دوستان ایشان در جریان دولتی‌ کردن صنعت نفت ایران ضربه سنگینی به اقتصاد ما زدند که هنوز آثار این ضربه در اقتصاد ما مشهود است.

آقای مصدق با شعارهای عوام‌پسندانه جامعه ایران را به بیراهه برد و با اشتباهی که در دولتی کردن نفت ایران مرتکب شد٬ اقتصاد ایران را به مسیر نادرستی کشاند. مصدق آن قدر جو را سنگین کرده بود که حرف حسابی کارشناسان هم شنیده نشد و آنها که به این روند انتقاد کردند٬ با مانع بزرگی به نام افکار عمومی ‌برخورد کردند که هر صدای کارشناسی را خرد و بی آبرو می‌کرد. جبهه ملی آن قدر در تبلیغات٬ افراط کرده بود که مردم اگر می‌دیدند کسی در نقد نهضت ملی شدن صنعت نفت سخن می‌گوید٬علیه او موضع می‌گرفتند. بهترین نمونه٬ سپهبد رزم آرا است که به عنوان منتقد نهضت ملی شدن صنعت نفت٬ به مخالفت با مصدق برخاست و خواستار در پیش گرفتن روش‌های عاقلانه شد. درمدت کوتاهی٬ سپهبد رزم آرا به منفورترین چهره مبدل شد و زمانی که ترور شد٬ در اوج نفرت عمومی قرار داشت درحالی که حرف درست را رزم آرا می‌زد. آری اینجاست که باید به این نتیجه هولناک برسیم که مصدقی ها سرچشمه فکری تروریست های اسلامی بودند.

بازرگانان و تجار می‌دانستند که مصدق تصوری واقعی از پیچیدگی‌های مالی، فنی و بازرگانی صنعت نفت ندارد. اندیشه بازرگانان درست بود و آنها با توجه به این که می‌دانستند مصدق درک درستی از پیچیدگی‌های نفت ندارد ٬معتقد بودند بدون کمک خارجی٬ دست‌یابی به نفت و درآمدهای نفتی امکان‌پذیر نیست و اصولا چه سودی حاصل کشور می‌شود که ما قراردادهای فعلی را نقض کنیم و بعد مجبور شویم با اتکا به کمک خارجی‌ها دوباره نفت استخراج کنیم.
هرچه بیشتر در مورد قضایای ملی شدن صنعت نفت و شخص مصدق مطالعه می‌کنم٬ بیشتر به این نتیجه می‌رسم که مصدق هیچ درک درستی از سیاست مدرن نداشت و اصولا هیچ اعتقادی به دموکراسی هم نداشت. او یک سیاستمدار سنتی به معنای بد کلمه‌اش بود. یعنی هم سنتی بود و هم پوپولیست وعوام گرا. مصدق در غرب درس خواند اما هرگز با ذهنی مدرن به کشور بازنگشت، .

برداشت آقای مصدق از دموکراسی به پوپولیسم و عوامفریبی ختم شد و آقای مصدق یا نمی‌دانست یا نمی‌خواست بداند که دموکراسی٬ نیاز به ایجاد نهادها و بسترهای حقوقی دارد.این نهادها هستند که باعث ماندن و بقای دموکراسی می‌شوند و دموکراسی این نیست که عده‌ای را به خیابان دعوت کنیم و بگوییم هرچه این‌ها می‌گویند٬ عین دموکراسی است. 

مصدق شعار زنده باد مخالف من سر می‌داد اما طرفداران او در جبهه ملی را باید جزو بنیان‌گذاران چماق‌کشی درایران دانست. مطالعه تاریخ به خصوص آن چه از تاریخ شفاهی آن دوران می‌توان برداشت کرد به ما نشان می‌دهد که نخستین چماق‌داران سیاسی ایران٬ طرفداران آقای مصدق بودند.

رهبر یکی از احزاب طرفدار جبهه ملی یکی از این افراد بود که عده‌ای چماق‌دار را مدیریت می‌کرد. پوپولیسم مصدقی نقطه عطف قانون‌شکنی و پشت کردن به نهادهای دموکراسی بود. مصدق می‌گوید: «همه گرفتاری‌های ما با آن یونانی آغاز شد». منظورش هم اسکندر مقدونی بود. یعنی مقصر همه گرفتاری‌های ما در تاریخ اسکندر یا خارجیان خبیثی مانند او است. این طرز تفکر مصدق در رابطه با سیاست داخلی ایران بود. انگلیسی‌ها را بیرون کردند اما خودشان که نمی‌توانستند نفت استخراج کنند. باز هم باید خارجی‌ها را می‌آوردند تا نفت استخراج کنند. باید این واقع‌بینی را در خود ایجاد می‌کرد که وقتی انگلیسی‌ها را اخراج کند چه کسانی می‌خواهند نفت را استخراج کنند یا بازار فروش نفت کجا باشد. 

در مورد جنبه اقتصادی ملی کردن صنعت نفت بزرگترین گرفتاری ما از آن تاریخ تاکنون است. نفت دولتی موجب بزرگ شدن بیش از حد دولت و بسط ید اقتصادی آن بر کل جامعه شده و از رشد بخش خصوصی واقعی و نهادهای مدنی پایه آزادی و حقوق انسانها جلوگیری کرده است. ما می‌توانستیم بگذاریم شرکت نفت ایران و انگلیس را همان طور که بود حفظ شود اما با اصلاح قراردادها و قوانین و مقررات در مجلس منافع بیشتری را نصیب کشورمان کنیم. مجلس می‌توانست در مورد بهره مالکانه قانون جدیدی بگذراند و دولت آنرا اجرا کند. اگر می‌گوییم قرارداد دارسی وجود داشت که سال‌ها دارای اعتبار بود، می‌توانستیم این قرارداد را در مذاکرات تغییر دهیم.
انگلیسی‌ها هم حاضر به مذاکره بودند. می‌توانستیم به تدریج آن‌ها را وادار به عقب نشینی بکنیم، نه این که نفت را دولتی کنیم و بعد هزینه‌ها و خسارات سنگینی متحمل بشویم و باز همان‌ها را بیاوریم تا نفت را استخراج کنند. مصدق دید روشنی نداشت. یک شعار سیاسی داده بود و به دنبال عمل به آن بود، این که انگلیسی‌ها را خلع ید کنیم و آن‌ها را از کشور بیرون کنیم. اما این که بعد از آن چه بکنیم و صنعت نفت را چگونه پیش ببریم چیزی بود که مصدق برایش برنامه‌ای نداشت. هیچ ایده‌ای در موردش در جبهه ملی وجود نداشت. چگونگی اداره کردن صنعت نفت، استخراج و فروش آن سوال‌های بی‌پاسخی بودند. 

امروز بر همه بچه های انقلاب روشن شده که محمد مصدق بی لیاقت، وطن فروش، دیکتاتور، قلدر و عوام فریب بود که حاصل کارهای و تربیت شدگان مکتب او جنایت کثیف 57 بود.

۱۳۹۱ مهر ۲۸, جمعه

یکی دیگر از دروغ های جمهوری اسلامی

این مردک روانی لب زنش را بریده و خورده


رژیم اسلامی خواهان آزادی حجت‌الله ربانی (دکتر آدمخوار) از زندان سوئد شد

رزا: در پستهای قبلی خواننده بلاگ (عسگر) متنی در رابطه با این محقق "زنده خوار" نوشت. با تشکر ازش.
این محقق (علوم آزمایشگاهی، ایمونولوژی) در تابستان سال پیش در سوئد، لبهای همسر "پستی اش" را که 20 سال از خود او جوانتر بود، بدلیل حسادت مردانه، با چاقوی جراحی برید و بعد خورد! دکتر آدمخوار دلیل بلعیدن لب پایین (زن دومش) را جلوگیری از پیوند  مجدد عضو جدا شده (لب ها) اعلام کرد!

 عکس  دکتر آدمخوار- حجت اله ربانی
او پس از جدایی از زن اولش (ایرانی مقیم سوئد) که از او دو پسر (سعید ربانی و سیروس ربانی)  نیز دارد، با طرح دو فوریتی تجدید فراش کرد! زن دوم که بسیار جوان بود، عاشق ایشان نبوده و به همین دلیل محقق حسود و مردسالار (بدلیل جلوگیری از بوسیدن مردهای دیگر) زن پستی اش را با بریدن لب و خوردن آن، مجازات نمود. رژیم اسلامی خواهان بازگشت این جنایتکار به ایران شده و ادعا میکند، اینهمه پاپوش دانشگاه سوئد است، تا نتیجه تحقیقات این دانشیار را در مورد سرطان بدزدد!
حکم دادگاه اولیه سوئد علیه این "دکتر جکیل" ایرانی، که بدلیل حسادت مردانه در سوئد " میستر هایت"  شده، 5 سال زندان میباشد. 
در پایین لینکهای خبری و در ادامه اینجا شرح حال این آشغال از طرف برادرش در ایران نصرت الله ربانی+  عکسهای منتشر شده 

استکهلمیان - "ح  ر" دانشیار 52 ساله ایرانی در دانشگاه و مجموعه علمی کارولینسکا در استکهلم که در شب منتهی به 22 ماه ماه مه گذشته در منزلی در محله "باگارموسن" استکهلم قسمت پایین لبهای همسر 32 ساله خود را در خواب با چاقوی جراحی بریده و خورده بود از سوی دادگاه بدوی در استکهلم به پنج سال زندان و پرداخت 96900 کرون خسارت به همسرش محکوم شد.
دادستان تقاضای 8 سال زندان برای وی را کرده بود.
وی که به جرم خود اقرار نموده در جریان بازجویی پلیس گفته بود که دلیل "خورن" لبهای قربانی اش از بین بردن هر گونه امکان پیوند زدن بعدی به صورت قربانی بوده است.
همسر 32 ساله این مرد در دادگاه از جمله بیان داشت که "وقتی از خواب بلند شدم و همسرم را دیدم که با چاقوی جراحی در دست بر روی بدنم نشسته, تکه ای از لبهایم را بریده و خون در همه جا پخش شده تصور کردم که خواهم مرد."
در دادگاه  از جمله فاش شده است که این مرد 52 ساله ایرانی شب اول پس از بازگشت از یک مسافرت خارج از کشور پس از بریدن قسمت پایین لبهای همسرش, که در بستر خود در خواب بوده,  برای جدا کردن تکه باقی مانده لب از صورت از دندانهای خود استفاده کرده است.
وی بر طبق مندرجات بازجویی پلیس همزمان با ارتکاب این جرم به همسر خود گفته است: "کاری می کنم که هرگز قادر به بوسیدن کسی نباشی. به من حداکثر 5 سال زندانی می دهند. اما تو مجازات ابدی می شود."
پیش بینی وی البته با اختلاف یک سال درست از آب درآمد و او از سوی دادگاه سوئدی به 5 سال زندان محکوم شد.
همسر این مرد در جریان دادگاه جهانی جلوگیری از نمایش لبهایش از پوشش ویژه استفاده می کرد.
این مرد که بواسطه این تصور که همسرش با مرد دیگری رابطه دارد دست به این جنایت زده است در جریان دادگاه  گفت: "هر باری که او در آینه به لبهایش ماتیک میزند به یاد رفتاری که با من کرد خواهد افتاد."
خبر محکومیت این استادیار ایرانی دانشگاه و مجموعه علمی کارو لینسکا به پنج سال زندان بزرگترین تیتر خبری رسانه های سوئد در روز سه شنبه 10 ماه ژوئیه بوده است. بزرگترین روزنامه های صبح سوئد (افتون بلادت و اکسپرسن) از لقب "دانشیار آدمخوار" (کانیبال دوسنت) برای توصیف مجرم استفاده کرده اند
 عکس  دکتر آدمخوار- حجت اله ربانی
متهم گفته است که : "در ابتدا یک چاقو برداشتم که به اندازه ی کافی تیز نبود؛ سپس چاقوی جراحی ام را برداشتم." او همینطور شرح داده است که همسرش هنگام حمله بیدار بوده و به او گفته است که قصد کشتن او را ندارد؛ تنها می خواهد او را مجازات کند. او در بازجویی ها گفته که در ابتدا فکر کرده که با بریدن لب زن او هرگز نخواهد توانست کسی را ببوسد، ولی بعدا فکر می کند که ممکن است پزشکان قادر به پیوند دوباره ی لب باشند؛ از این رو آن را می بلعد. او به پلیس گفته که این ایده به طور کاملا ناگهانی به ذهنش رسیده است. او گفته است که: "من مرد علم هستم و ضریب هوشی بالایی دارم. من قادرم مسائل را در یک ثانیه حل کنم."
متهم ۵۲ ساله که شهروند ایران است، در سال ۲۰۱۰ به عنوان محقق پست - دکتری در موسسه ی کارولینسکا مشغول به کار بوده است. او در حال حاضر استاد دانشگاه در تهران است ولی همچنان به طور موقت در استکهلم، جایی که با گروه تحقیقاتی سابق خود همکاری دارد، اقامت می کند. بنگت نوروینگ، مدیر موسسه کارولینسکا، با "تراژدی" خواندن این حادثه اظهار داشت: "از آنجایی که محقق مورد نظر در حال حاضر در استخدام موسسه کارولینسکا نیست، این موسسه از انجام هر گونه اقدام قانونی ناتوان ست."

 عکس  دکتر آدمخوار- حجت اله ربانی
برخوردی که خبرگزاری فارس به آن اشاره نکرده در واقع بریدن لب های همسر وبلعیدن آن در سوئد بوده است. فارس خبر داده که صبح روز گذشته (سه‌شنبه) پلیس سوئد این دانشمند برجسته ایرانی را پس از گذراندن بیش از یک ماه از دوران حبسش درحالی که در کما بوده از زندان آزاد کرده است.

گروهی از تظاهرکنندگان در مقابل سفارت سوئد در تهران گرد هم آمدند و خواستار آزادی دکتر ربانی از زندان سوئدی. دکتر حجت ربانی متهم به قطع لب را کاهش همسر جوان خود را به خاطر او را برای طلاق به کار روند، اما این ادعا، تلویزیون ایران که زندان خود را به دلیل اختلاف نظر با مقامات سوئدی در طول ثبت نام اختراع از درمان بیماری توسط پزشک است!

۱۳۹۰ آذر ۴, جمعه

محرم کلاهی به گشادی هزارو چهار صد سال

امام حسین در بهشت و صفا با حوریان بهشتی



ای عزاداران حسین دیگر نیازی نیست عزاداری کنید


محرم کلاهی به گشادی هزارو چهارصد سال


دویست هزار جوان ایرانی بی ارزش تر از هفتادو دو عرب


یکی از خرافات محرم در زرقان فارس

خرافاتی به نام شفا در محرم

۱۳۹۰ مرداد ۱۳, پنجشنبه

علاقه شدید بالاترینی ها به میان تنه

یک جمله نوشتم اغتشاییدم به این هنجارها و لینک دادم بالاتین تا کنون بیش از 65 امتیاز کسب کرده.
در مقابل چند ساعت وقت گذاشتم تا یک متن علمی را جع به زیانهای روزه را بخوانم وآنرا یاد بگیرم بعد آنراخلاصه کردم. چند ساعت وقت گذاشتم از آن ویدیو تهیه کردم، از دوربین به روی کامپیوتر منتقل کردم، تدوین کردم و توی اینترنت آپلود کردم بعد لینک دادم تو بالاترین تا الان فقط 11 امتیاز کسب کرده. به راستی چه بر سر جامعه ما آمده. چرا به میان تنه اینقدر حساس هستیم. یک بچه گفته من شوشول خودم را می شویم در بالاترین برایش موضوع داغ زده ایم. این در حالیست که رهبران جنبش سبز در زندان اهریمن گرفتارند.
به راستی کمی بیندیشیم







۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

اغتشاشیدم به این هنجارتان آیا به کشتن دادن بیش از دویست هزار جوان ایرانی در جنگ هنجار بود؟

مصاحبه یک مردک ریشی کثیف را با تلوزیون دیدم، می گفت نمی گذاریم هنجارها شکسته شود. هشت سال جنگ کثافت و به کشتن دادن بیش از دویست هزار جوان ایرانی برای زیارت یک قبر هنجار بود ولی آب بازی چند دختر و پسر ناهنجار است.

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

زیانهای روزه






پروفسور دکتر ویلیام جارویس استاد بازنشته دانشکده پزشکی لوما لیندا(امریکا) متخصص سلامت عمومی و مدافع حقوق مصرف کنندگان در امریکا است.تخصص های او شامل بهداشت آب، سلامت عمومی، پیشگیری و واکسیناسون و تکنولوژی غذا است.دکتر جارویس از مخالفان سرسخت روزه نیز هست.متن زیر ترجمه ی مقاله ای از این نخبه پزشکی امریکا درباره مضرات روزه برای بدن است.(تخلیص شده)این مقاله به عنوان یکی از رفرنس ها در ویکی پدیا در بخش مضرات روزه(مدخل روزه) هم به کار رفته(رفرنس شماره 10 در ویکیپدیای فارسی-توضیح روزه)

Fasting

William T. Jarvis, Ph.D

 روزه شامل دست کشیدن داوطلبانه از خوردن آب و غذا یا فقط غذا برای مدت مشخص است.روزه دارای سابقه ای طولانی در تاریخ است که به دلایل مختلف مذهبی و سیاسی انجام می شده است.برخی پزشکان مذهبی برای توجیه و تراشیدن فواید علمی برای آن، از روزه به عنوان پاکسازی بدن و یا درمان هر درد! یاد میکنند.از آن جمله می توان به هربرت شلتون نویسنده کتاب fit for life اشاره کرد که در سال 1981 منتشر شد و پر از اطلاعات علمی اشتباه بود.
برخلاف ادعاهای طرفداران، روزه بدن را پاکسازی نمی کند و باعث استراحت کبد نمی شود.ولی البته باعث انباشت سم در بدن و امراض کبد می شود! چون با فشار بر کلیه باعث انباشت ترشحات سمی مانند اوره می شود.
روزه می تواند برای سلامتی خطرناک باشد.به ویژه وقتی به دلایل مذهبی و سیاسی و بدون توجه به مسایل علمی و پزشکی اتخاذ شود.مثلا در رژبم روزه ای شلتون(که همانطور که قبلا اشاره شد پر از اشتباهات علمی هم بود)، شکل و مدت روزه برای افراد در سنین و شرایط گوناگون بدنی کاملا متفاوت بود.ولی در روزه های مذهبی و سیاسی همین مسائل هم رعایت نمی شود.
طرفداران روزه می گویند به دلیل روزه بسیاری از سموم از بدن خارج می شود.اما باید بدانید در مقابل شما در معرض  هپاتیت ، اختلالات کلیه ، بیماری های خون ، بیماری های قلبی ، ورم مفاصل بیماری های  اعصاب و روان  یا حتی سرطان — بسته بر شرایط ارثی و یا نقاط ضعف ساختاری بدن شما – قرار می گیرید.
تغییرات شیمیایی در خون در طول روزه میتواند تاثیرات خطرناکی بر سیستم بدن داشته باشد.از جمله احتمال مسمومیت‌های استامینوفنی که همراه با برخی داروها رخ میدهد. برهم خوردن تعادل گرمایی بدن، تشنگی مفرط، ضعف و نقصان مواد غذایی مورد نیاز بافت‌های بدن از جمله جنبه‌های منفی روزه‌گرفتن است. ایجاد حالات عصبی همراه با سردرد، بیخوابی و خستگی مفرط از دیگر عوارض روزه‌ داری است.
هنگامی که بدن با کمبود انرژی مواجه می‌شود بدن طی فرآیندی به نام کاتابولیسم شروع به شکستن ماهیچه‌ها و دیگر بافت‌های پروتئنی و تبدیل آن به انرژی می‌کند. این کاتابولیسم(در حالت روزه) در واقع نوعی «خود خوری» محسوب می‌شود که با تولید اوره و آمونیاک (به عنوان مواد فرعی) منجر به افزایش اسیدیته خون می‌شود. نتیجهٔ اسیدی شدن خون ضعف، خستگی شدید، کج‌خلقی، افسردگی، کاهش میل جنسی و احساس کسالت است.
روزه علاوه بر سمی کردن خون با مواد اسیدی، مانع از دفع کامل آنها از بدن نیز میشود. روزه باعث از دست رفتن سریع آب، پتاسیم و سدیم میشود. کاهش آب بدن منجر به کاهش حجم خون و در نتیجه کاهش فشار خون خواهد شد که به سرگیجه، احساس ضعف و یا غش منتهی میشود. کمبود شدید پتاسیم منجر به بهم خوردن ریتم ضربان قلبی میشود. این افت تپش قلب حتی ممکن است در مواردی به مرگ بینجامد. کسانی که روزه می‌گیرند ممکن است همچنین به کم‌خونی، ضعف ایمنی بدن، آسیب‌های کلیوی یا کبدی مبتلا گردند. همچنین آسیب‌های معده-روده‌ای یا نارسایی‌های گوارشی میتواند تا چند هفته یا چند ماه ادامه داشته باشد. روزه خصوصاً برای کودکان خطرناک است. از دست رفتن آب بیش از حد باعث  کاهش سطح هوشیاری و یبوست و سنگ کلیه نیز می شود.
اثرات جسمی روزه:
به جز مغز که بیشتر از هر ارگان دیگری در بدن نیاز دائمی به گلوکز دارد و کمبودش باعث آسیب به مغز می شود، پایین آمدن شدید قند خون در نتیجه روزه باعث می شود بدن برای تامین کالری مورد نیاز شروع به کاتوبولیسم  تجزیه بافت عضلانی و سایر پروتین های بدن کند.در هنگام روزه ، شکل کاتوبولیسم بدن تبدیل به “خود خواری” می شود که با ترکیب با سایر نتایج روزه مثل افزایش آمونیاک و اوره منجر به ضعف ، خستگی ، تحریک پذیری ، افسردگی ، میل جنسی کم ، و احساس بیماری می شود.
. روزه منجر به از دست دادن سریع آب ، سدیم و پتاسیم است. این کار سبب کاهش حجم خون می شود همچنین کم خونی، کاهش ایمنی بدن، پوکی استخوان ، صدمه به کلیه ، یا آسیب کبدی از عوارض دیگر روزه است.
روانشناسی روزه:
روزه از دید مذهبی ارتبط زیادی با “خود آزاری “دارد.مرتاضان اعتقاد دارند بزرگترین رشد و لذت روحی آزاد دادن و ضرر زدن به خود است.این موضوع به ضرورت ریشه ای ارتباط نزدیکی با فقدان اعتماد به نفس دارد.آنها از زجر و درد لذت می برند.مرتاض ها و افراد شدیدا مذهبی  وقتی اتفاق خوبی برایشان می افتد احساس بدی می کنند زیرا خود را لایق ان نمی دانند و احساس بی ارزش بودن می کنند.
یکی از این افراد می گوید: ” وقتی بیمار ویا ناراحت هستم تفکر می کنم.در هنگام شادی تنها غفلت وجود دارد، پس من شادی نمی خواهم.من فقط درد و رنج می خواهم!
در پایان به شدت توصیه می کنم از روزه طولانی بپرهیزید.به خصوص اگر روزه شما شامل آب نخوردن هم هست،بیش از 6 ساعت آن را ادامه ندهید.ویا منتظر عواقب آن بر سلامتیان باشید.

Fasting

William T. Jarvis, Ph.D.

Fasting involves voluntary total food deprivation (water only or distilled water only), juice-fasting which permits fruit juices or distilled water and lemon juice. Fasting has a long history as a symbolic demonstration of religious devotion, act of protest, or commitment to a political cause. Various so-called "natural health" or "hygienic" practitioners advocate fasting to "cleanse the body" or as a cure-all. Herbert Shelton, advocate of "natural hygiene"[1] and originator of the erroneous idea of "food combining" popularized by the best-selling pseudonutrition book Fit For Life, was an influential advocate of fasting. Other Shelton disciples include:
  • Judy Mazel, author of The Beverly Hills Diet (1981), said to be "ludicrous" and "full of misinformation so strange that it would be funny, except that so many people seem to believe it."
  • Firewalk guru Tony Robbins, author of Unlimited Power which also taught nutrition nonsense (See NCAHF Newsletter, Jan-Feb, 1995).
Contrary to the teachings of proponents, fasting doesn't "cleanse" or "rest" the liver. If anything, fasting overworks the liver by saturating it with toxins produced by fasting itself [2]. Fasting can be dangerous, especially when undertaken or supervised by ideologists who are blind to its actual effects. Shelton's fasting regime was responsible for several deaths. A 49-yr-old man died of bronchial pneumonia that resulted from a 30-day distilled water diet sponsored by "Dr. Shelton's Health School" in Texas (said to be sixth such death in five years while undergoing treatment at the school) [3] Proponents of fasting often evoke the dangerous "healing crisis" theory of naturopathy alleging that adverse symptoms experienced by the faster are "poisons being expelled by the body." The misguided theory that adverse symptoms should be expected and welcomed as the body's "re-tracing" is explained by Stanley Bass, ND, DC, PhC (Philosopher of Chiropractic):
The toxins being discarded are saving you from more serious disease which will result if you keep them in your body too much longer--possibly hepatitis, kidney disorders, blood disease, heart disease, arthritis, nerve degenerations or even cancer--depending upon your hereditary or structural weaknesses. Be happy you're paying your bills now in an easy payment plan. With some, colds which haven't appeared for a long time may occur, or even fevers. THIS IS NATURE'S WAY OF HOUSECLEANING. DON'T -- but DON'T try to stop these symptoms ...These symptoms are part of a curing process, and don't try to cure a cure.
Those who have lived worse lives and poisoned themselves more will experience more severe symptoms. Headaches may occur at the beginning; fever and/or colds may appear; the skin may break out; there may be a short interval of bowel sluggishness, occasional diarrhea, feelings of tiredness and weakness, disinclination to exercise, nervousness, irritability, negativity or mental depression, frequent urination, etc. REALIZE DEEPLY that your body is becoming younger and healthier every day because you are throwing off more and more wastes which would eventually have brought pain, disease and suffering. Those who have the worst symptoms . . . and follow through to their successful termination are thus avoiding some of the worst diseases which would eventually have developed had they continued their careless eating habits.
The notion that adverse symptoms should be disregarded, or even rejoiced about, caused Bivian Lee to ignore serious symptoms of cardiac myopathy that developed during a very-low-calorie Herbalife diet program. When Lee blacked out, his wife discovered his condition and made an appointment for him to see a physician. Sadly, Lee died in front of his 4-year-old daughter before the appointment could be kept [4].
Physical Effects of Fasting
Except for the brain, which consumes more calories than any other organ and has a constant need for glucose whether one is asleep or awake, one's metabolic rate varies with physical activity and by day and nightime effects. The body's ongoing need for nutrition is met by stores in the cells and liver, circulating blood, and gastrointestinal contents. Fasting causes blood sugar to drop. This leads to a breakdown (catabolism) of muscle and other protein tissue for energy. During fasting, catabolism is a kind of "self-cannibalism" the by-products of which (ammonia and urea) lead to acidosis that produces weakness, fatigue, irritability, depression, depressed libido, and a sick feeling. Fasting does not cleanse the system, but loads it with metabolic toxins while decreasing its ability to destroy and excrete these. Fasting leads to rapid loss of water, sodium, and potassium. This decreases blood volume which produces postural hypotension (low blood pressure when standing up), and fainting. Severe potassium depletion can cause a fatal heart rhythm disturbance. The body cannot differentiate between voluntary fasting and starvation and deaths have occurred even with medically supervised fasts and near-fasts. People who survive prolonged fasts (starvation) may suffer anemia, decreased immunity, osteoporosis, kidney damage, or liver damage. Depressed gastrointestinal or digestive functions may persist for weeks or months [v]. The worst thing about fasting is its destruction of lean and vital tissue needed for a healthy and active life. Fasting, like colonic irrigation, laxatives, sweat baths, and other naturopathic regimes are at best useless, and at worst, can be fatal. Fasting is particularly dangerous for children.
Case. A 3.5 yr-old girl died of malnutrition and pneumonia following a 27-day water fast [6]. Her parents were disciples of a naturopath, Kenneth Jaffrey, who believed that fasting was beneficial. The couple placed the little girl on a diet of distilled water for 27 days to clean her body of toxins that they believed had built up through expose to orthodox medicine. The girl's father was described as "intolerant of medical practitioners" and "arrogant in view of life." At death, the child was half of her expected weight [7].
Case. A 9-year-old girl died in Ottawa, Canada after being on a water-only diet for 40-days. Mellissa Larochelle was treated at home in the northern Ontario town of Hearst with the diet which, according to provincial police "apparently has some religious overtones to it. It's somehow connected to the 40 days and nights Jesus fasted and its supposed to purge your system," they said. Mellissa was seized by the Children's Aid Society and hospitalized in Ottawa but died on March 16, 1990. The girl's grandmother, Rollande Turgeon, 55, was sentenced to 6 months in jail on January 18, 1991 after pleading guilty to negligence causing bodily harm. Turgeon had taken courses and was accredited by the American Hygiene Association. She operated a so-called fasting clinic at her house. Turgeon was treating Mellissa for an ear infection. In passing sentence the judge said that Turgeon had made a grave error in judgment by not contacting doctors sooner. He stated that "she was blinded by the principles of fasting and didn't believe in medical intervention." [8]
Psychology of Fasting
The psychology of fasting is consistent with asceticism (self-denial). Ascetics find pleasure in pain. This reversal of perception is rooted in a negative self-concept. Ascetics feel badly when good things happen to them because they do not feel worthy. They feel good when they are deprived of what gives normal people pleasure because they are getting what they feel they deserve. Puritans were ascetics. They are remembered for the concept that "if it feels good, don't touch it," "if it tastes good, don't eat it," and "if it looks good, cover your eyes!" Ascetics love to give up things. When they are sick they often think, "If I give up something more, I will be better." Fasting and austere diets that amount to near-fasting have appeal to ascetics for whom sacrifice has become the route to health and eternal salvation. Little wonder that many religious zealots demonstrate their extreme devotion by fasting. The importance of psychological factors in the desire to fast can be seen in case reports.
Case. A 36-yr-old male adherent to the Temple Beautiful diet died of malnutrition attempting to become a holy man who could live on air alone. Five years earlier, David Blume had been pursuing an idyllic career as an English teacher at Nathaniel Hawthorne college in New England. His students loved him. He was a tall, handsome man with clear, bright eyes and a gift for sharing ideas. Blume lost his teaching job because of budget cuts, and was unable to secure satisfactory employment. During his period of vulnerability, he meet Steven Haasz, founder and leader of Temple Beautiful. Haasz was a disciple of Ann Wigmore, originator of the wheatgrass fad. Blume chose the most rigorous of the group's dietary options and began subsisting almost entirely on raw wheatgrass juice. His aim was to become a "breatharian" -- a holy man who could live on air alone. On October 6, 1979, Blume's lifeless body was found on the floor of his shabby Philadelphia apartment. He was 6 feet tall and weighed 87 lbs [9].
Case. Several "patients" of Arthur Andrews, operator of the California Health Sanctuary at Hollister, CA, died following prolonged fasting. The California medical licensing board brought charges against Andrews for practicing medicine without a license because the purpose of the fasting had been to heal medical conditions. The defense argued that Andrews' regime was intended to "heal the soul," which was a religious matter. Andrews was fined $1,000 for the unlawful practice of medicine, but was allowed to continue operating as a religious retreat as long as he did not practice medicine [10].
NCAHF strongly advises against the use of prolonged fasting for health purposes, and believes that requiring children to fast is a form of child abuse.
References
1.     Kenney J. "Fit For Life: Some notes on the book and its roots," Nutr Forum 1986;3:57-9.
2.     Butler K. A Consumer's Guide to "Alternative Medicine." Prometheus, 1992, p.60.
3.     Los Angeles Daily Journal, 9/21/82, p.1.
4.     Civil District Court Parrish of Orleans, State of Louisiana, Cynthia Lee, et al v HerbaLife International, Inc., CDC #85-16512.
5.     Butler, Op Cit. p.181.
6.     Finke M, Horne C. "Parents to trial over fast death," The Herald, (Melbourne, Australia) 12/5/85.
7.     "Water diet couple found guilty of manslaughter," Age (Melbourne, Australia), March 26, 1986.
8.     "Grandmother gets 6 months for girl's fast death," Chronicle Journal (Thunder Bay, Ontario) 1/19/91; Also The Toronto Star, 1/20/91, p.A14.
9.     "Temple Beautiful diet--death for David Blume," San Bernardino Sun, 10/15/79. p.A-3.
10. Sampson W. "The sanctuary desanctified; inside the courtroom." The Health and Nutrition Newsletter, Fall, 1987, pp.4-5.
Other Resource Documents
  • Fasting takes off weight but it can be dangerous (Mayer) Sun-Telegram 1/11/76
  • The physiology of starvation (Young) Scientific American 1971;225 (4):14-21
    [Review of how prolonged starvation affects the body. Exceptional as a source of scientific information on the topic].
  • A Guide to Political Fasting (Brooks) Nonviolent Tactics Development Project, July, 1981 [Although the aim of this publication is to prepared people for the psychosocial effects of protest-fasting, the authors present a great deal of practical information on beginning, maintaining and ending fasts. Included is a useful bibliography on fasting.]
  • Hunger strikers may have died of fat, not protein, loss. (Korcok) JAMA 1981;246:1878-9
  • Unwarranted dieting retards growth and delays puberty Nutrition Reviews 1984;42:14-15 [Reports on 14 children who voluntarily restricted food intake due to fear of obesity.]
  • Brief fasting, stress and cognition in children (Pollitt) Am J Clin Nutr 1981;34:1526-33
  • Fit For Life: some notes on the book and its roots (Kenney) Nutr Forum 1986;3:57-9
  • Sudden death associated with very low calorie weight reduction regimens (Sours) Am J Clin Nutr 1981;34:453-61,
  • A critique of Mr. Clinton's self-help guru NCAHF Newsletter Jan-Feb, 1995
Recommended Books
  • Butler K. A Consumer's Guide to "Alternative Medicine" Prometheus, 1992.
  • Raso J. Mystical Diets. Prometheus, 1993

Copyright Notice

© 1995, National Council Against Health Fraud. 
With proper citation, this article may be reproduced for noncommercial purposes