۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه
انتخابات آخوندی شده بود نه مهندسی
انتخابات آخوندی شده بود نه مهندسی
مهندسی یعنی دقیق و صحیح. آخوندی یعنی مکر و دروغ و تقلب. انتخابات آخوندی شده بود نه مهندسی. اینقدر علم و دانش را خوار نکنید. البته این از ضعف مهندسان ایران است. این همه تشکل و دانشکده مهندسی داریم یکنفر به این کلمه اعتراض نکرد. اگر همین واژه از تریبون های رسمی در باره آخوندها گفته شده بود می دیم که چگونه آخوندها کفن پوش به خیابان می آمدند که به روحانیت توهین شده. ای آخوندها دست از شیاد بازی بردارید. ای افراد ساده لوح واژه های ضد علم و دانش و بشریت ساخته ذهن بیمار این ملایان را تکرار نکنید. ملایان هیمشه می گفتند ما عا لمیم. می دانید دلیل نامگذاری دارالفنون چه بود؟ آخوندها می گفتند علم اصلی را ما داریم آنچه در آنجا تدریس می شود فن است نه علم. می گفتند حوزه علمیه دارالعلوم است و آنجا از حوزه علمیه پایین تر و دار الفنون است
نوروز امسال سبز کردن سبزه حال و هوای دیگری دارد.
نوروز امسال سبز کردن سبزه حال و هوای دیگری دارد.
سبزه ها یادر آور خون سرخ عزیزانمان است که به دست اهریمن دروغ و قدرت بر زمین ریخته شده. . همین. فقط بنویسم که اشک در چشمانم جمع شده
۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه
نوروز ایرانی است و نیایش تحویل سال هم باید ایرانی باشد
نوروز ایرانی است و نیایش تحویل سال هم باید ایرانی باشد
هموطنان گرامی من این نیایش را که از سخنان و نیایشهای زرتشت پاک پیامبر راستگوی ایران باستان است برای لحظه شروع سال نو پیشنهاد می کنم: راستی بهترین خوشبختی است خوشبخت کسی است که خواهان خواهان خوشبختی دیگران باشد. پرودگارا ما را یاری فرما که در سازندگی جهان و شادی جهانیان کوشا باشیم
ما باید هر چه بیشتر با فرهنگ اندیشه گفتار و کردار نزدیک آشنا شده از آن بهره برده و آنرا جایگزین فرهنگ بیگانه که به زور به نسل های پیشین ما قالب شده نماییم
ما باید هر چه بیشتر با فرهنگ اندیشه گفتار و کردار نزدیک آشنا شده از آن بهره برده و آنرا جایگزین فرهنگ بیگانه که به زور به نسل های پیشین ما قالب شده نماییم
رنجنامه ای از یکی از متهمان محکوم به اعدام پرونده شیراز
رنجنامه ای از یکی از متهمان محکوم به اعدام پرونده شیراز
هرانا - مهدی الف، یکی از متهمان پرونده انفجار حسینیه رهپویان شیراز است که خبرگزاری هرانا چندی پیش رنجنامه ای از نامبرده منتشر کرد، این زندانی سیاسی با نگارش و ارسال نامه ای که در پی می آید، سعی کرده است نقض مستمر حقوق خود و نبود فضای قانون مداری را به قلم خود بیان کند.
خدا کجاست ؟
امروز چهارشنبه 12/12/88 ساعت 9 صبح با مادرم تماس گرفتم، مادرم گفت که تهران هستم، آمده ام دادگاه تجدید نظر دنبال پرونده ات،
گفت ثبت دادگاه گفته پرونده را فرستادند دادگاه انقلاب شعبه 36، برای همین به آنجا مراجعه کردم، آنجا هم گفتند پرونده را فرستادند شعبه 15 خدمت قاضی صلواتی، مادر همچنان مشغول صحبت بود اما ناچار شدم به او بگویم ساعت 12 ظهر زنگ میزنم، آخر کارت تلفن نداشتم، ما وضع مالی خوبی نداریم که بخواهم همیشه کارت تلفن بخرم.
در این دو ماه اخیر این پنجمین باری هست که مادرم برای پیگیری پرونده ام به تهران می آید، بسیار رنجور و مریض است، به خوبی نمی تواند راه برود، او یک مادر است، یک مادر واقعی.
دوباره ساعت 12 ظهر زنگ زدم، مادرم گفت رفتم خدمت آقای صلواتی خیلی گریه کردم، التماس کردم، خواهش کردم، ولی او بی توجه به صحبتهای من بدون هیچ سندی، گفت "مهدی قبل از انفجار از کار برادرش خبر داشته، او با ناوهای آمریکایی در ارتباط بوده، او به ائمه اطهار دشنام گفته، به محسن (برادر کوچکش) یاد داده که به ائمه اطهار بدگویی کنند، مهدی به محسن گفته که حوزه علمیه قم را بمب گذاری کند"
مادرم گریه می کرد و میگفت: "مگر خدا نیست که شخصی مثل صلواتی این همه دروغ میگوید، این همه تهمت میزند، حکم نا حق میدهد، اعدام میکند"
حال من میگویم، مگر خدا نیست که مادر من این همه زجر بکشد؟ آخر من چه گناهی کردم
برادر بودنم گناهه ؟، خدایا دویست هزار تومان کمک به برادر هم اعدام داره ؟ اگه می دانستم پول دادن به برادرم محسن اعدام داره هیچ وقت به برادرم پول نمی دادم.
خدا کجاست ؟ خدایی که میگوید از رگ گردن به شما نزدیک ترم، کجاست اون خدایی که میگوید حق ظالم را از مظلوم میگیرم؟ کجاست اون خدایی که میگوید مرگ و زندگی دست من است، یا اینکه میگویند تا وقتی خدا نخواهد برگی از درخت نمی افتد، کجاست تا زجه های مادرم را ببینید؟ کجاست تا شکستن من رو بشنود، کجاست تا آه مظلوم را از این مستبدان بگیرد.
این مستبدان می خواهند پازل ننگین سیاستشان را با کشتن من و امثال من تکمیل کنند، تا چهره واقعیشان را همچنان مخفی نگه دارند ولی ماه هیچ وقت پشت ابر نمی ماند، بلاخره یک روزی مشخص میشود، ایمان دارم انوقت انها هستند که محاکمه میشوند، عدل الهی باید در موردشان اجرا بشود.
باری، خدایا بشنو شکستن گردن های بی گناه را
ببین طناب های دار را
ببین گریه های مادران و فرزندان را
ببین تن های کبود بنده هایت را و بشنو سنگ قبرهای بی گناهان را
از باران بشوی چهره های کریه سیاه انسان نماها را
بباران، بباران
مهدی. الف
زندانی سیاسی محکوم به اعدام
زندان رجایی شهر کرج
12 اسفندماه 1388
۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه
سري چهارم افشاگري مامور امنيتي سپاه احسان سلطاني
سایت ارائه بورسهای تحصیلی
این سایت را به دوستان و آشنایان خود که مایل به ادامه تحصیل و گرفتن بورس تحصیلی هستند معرفی کنید
http://www.openscholarship.info/?gclid=CLCBnaramqACFccSzAodVj2MWA
http://www.openscholarship.info/?gclid=CLCBnaramqACFccSzAodVj2MWA
۱۳۸۸ اسفند ۱۱, سهشنبه
وقتی مدیریت دانشکاه هم در اختیار افراد کوچک باشد
مجید باقر نژاد فرد کوچکی که به جای بزرگان تکیه زده بود
هدف از نوشتن این متن انتقام گیری نیست نا امن کردن محیط برای افرادی است که فکرمی کنند قدرت دارند و هرگونه که خواستند می توانند با دانشجویان برخورد کنند.
با توجه به اینکه در ایران هیچ چیز سرجای خودش نیست و دانشگاههای ایران هم از این روند پیروی می کنند گاه افراد نالایق و کوچکی مسولیت های مهمی دست می گیرند. یکی از این افراد کوچک فردی است به نام مجید باقرنژاد که در سالهای 73 تا 76 معاون اداری مالی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز بود. (بعد از آن تاریخ و امروز را من اطلاع ندارم) این فرد بسیار کوته اندیش بود و هیچ گاه نمی توانست موقعیت دانشجویان فوق لیسانس و امکانات مورد نیاز انها را درک کند.
این یک نمونه از برخوردهای ناشایست این فرد با دانشجویان:
در آن زمان برای ارائه سمینار یا پایان نامه به جای پرزنتیشن از کاغذ ترانسپارت استفاده می کردیم. برای هر دانشجو سهمیه ای مشخص کرده بودند 10 برگ برای سمینار و 10 برگ برای پایان نامه.
من مقاله ای را از پایان نامه ام تهیه کرده و به کنفرانس اقتصاد آب فرستادم. مقاله پذیرفته شد وبرای ارائه آن یک سری از سهمیه ترانسپارت خود را گرفتم. یک سری هم برای سمینار گرفتم. زمانی که برای دریافت ترانسپارت برای پاین نامه درخواست دادم همین آقای مجید باقرنژاد که مدرک دکتری هم یدک می کشد گفت شما سهمیه ترانسپارت خود را استفاده کرده ای و به تو ترانسپارت نمی دهیم.
این فرد آنقدر بی خرد بود که نمی دانست وقتی دانشجویی مقاله ای را از آن دانشگاه ارائه می کند در حد خودش اعتبار علمی دانشگاه را بالا برده و باید حمایت شود. در نهایت به من کاغذ ترانسپارت نداد و دکتر کامکار از سهمیه خودش ترانسپارت درخواست کرد و به من داد. وقتی برای انجام پایان نامه که کشت در مزرعه بود در خواست کارگر می کردیم می گفت نظر ما بر این است که دانشجو خودش در مزرعه کار کند. اینها در نهایت بی خردی نمی دانستند که وظیفه آنها تربیت دانشجویی است که بتواند از مغز خود استفاده کند نه اینکه او را برای کار صحرایی ورزیده کنند.
امیدوارم روزی برسد که مدیریت کشور از دست بیخردانی اینچنین خارج شود.
از نظر من سعدی داناتر از خمینی بود نظر شما چیست؟
از نظر من سعدی داناتر از خمینی بود نظر شما چیست؟
خمینی: جنگ نعمت است. اگر این جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم.
سعدی: اگر پیل زوری اگر شیر چنگ///به نزدیکمن صلح بهتر که جنگ. شما مقایسه کنید
۱۳۸۸ اسفند ۱۰, دوشنبه
اولین فیلم کوتاه علمی من
شاید برایتان جالب باشد. این فیلم را بر اساس پایان نامه فوق لیسانس خودم در دانشگاه لوند کشور سوید تهیه کردم. نمی دانم می توانم از نظر هنری نام این کار را فیلم کوتاه بگذارم یانه ولی از نظر علمی مورد تایید است. این ویدیو کوتاه به یکی از آثار آب شدن یخ های قطبی می پردازد. فیلمبردای آن توسط استاد راهنمای پایان نامه ام
Jonas Åkermanدر سال ۱۹۹۳ انجام
شده و من در سال ۲۰۱۰ آنرا تدوین و صدا گذاری کردم. لارم به ذکر است که تحصیل در دانشگا ههای این کشور تا اکنون مجانی است و به دانشجویان دکتر حقوق پرداخت می شود.
Jonas Åkermanدر سال ۱۹۹۳ انجام
شده و من در سال ۲۰۱۰ آنرا تدوین و صدا گذاری کردم. لارم به ذکر است که تحصیل در دانشگا ههای این کشور تا اکنون مجانی است و به دانشجویان دکتر حقوق پرداخت می شود.
۱۳۸۸ اسفند ۹, یکشنبه
شیطنت احمدی نژاد در زندگینامه اش! .
احمدی نژاد که چهار نفر از پنج نفر اعضای شورای شهر زرقان به او رای دادند اینگونه دروغ می گوید
88/12/9 دکتر مهدی خزعلی
http://www.drkhazali.com/index.php?option=com_content&view=article&id=471&catid=231&Itemid=447
شیطنت احمدی نژاد در زندگینامه اش! .
یکشنبه, 09 اسفند 1388 ساعت 21:06 . احمدی نژاد در زندگینامه نیمه تمام خود در سایتش، با زرنگی خود را قاطی رزمندگان جا زده است، در واقع به نوعی می خواهد به مخاطب بگوید من هم از کسانی بودم که در جبهه ها از کیان کشور دفاع کردم، می دانستم که او جبهه نبوده است اما احتیاطاً از فرمانده سپاه پاسداران در جنگ تحمیلی - برادر محسن رضایی - سئوال کردم و ایشان هم عدم حضور نامبرده را در جبهه تایید فرمودند! البته سران دو قوه دیگر هم رنگ جبهه را ندیده اند! اما لااقل تظاهر به جنگ و رزمنده بودن هم ندارند، آنچه دردناک است دروغ است، دروغ! یک روز هاله نور می بینند، یک روز مدرک دکترای جعلی ارائه می کنند و یک روز رزمنده جبهه ندیده می شوند و از کیان کشور دفاع می کنند.
یادش بخیر، به بازجوی خود می گفتم، سران سه قوه رنگ جبهه را ندیده اند، آن موقع که ما می جنگیدیم، خیلی ها دنبال تثبیت پست و مقام بودند، بازجو می گفت: این ملاک نیست! به او گفتم : اگر عراقی ها به تهران آمده بودند و ناموستان در اختیار آنها بود می فهمیدید که ملاک هست یا نیست، در ثانی؛ مگر پیامبر آن سه نفر(فراه و هلال و کعب) که از جنگ تبوک تخلف کردند را بایکوت نکرد تا جایی که زنانشان هم با آنان سخن نمی گفتند، و آنقدر زندگی بر آنها تنگ شد که خود نیز برای توبه با یگدگر سخن نگفتند و آیه 118 سوره توبه نازل شد و توبه آنها پذیرفته شد.
"وعلى الثلاثة الذين خلفواحتى إذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت وضاقت عليهم أنفسهم وظنوا أن لا ملجأ من الله إلا إليه ثم تاب عليهم ليتوبوا"
بازهم می گویم، نرفتن به جنگ در حالی که 8 سال کشور ما مورد تجاوز صدام جنایتکار بود یک مسئله و رندانه خود را در صف رزمندگان جا زدن مسئله ای مجزاست، این پاراگراف از زندگینامه آقای احمدی نژاد را بخوانید:
" در ابتداي جنگ 25 سال داشتم. مادر و همسرم و تمامي مادران و همسراني كه جوانان و همسرانشان در جبهه ها از كيان كشور خويش دفاع مي كردند صبورانه به تربيت نسلي مقاوم، شجاع و مومن اهتمام داشتند. جوانان توانمند امروز ثمره همان تلاشها و به جان خريدن سختي ها هستند. "
ببینید اینکه مادر و همسر ایشان به تولید نسلی مقاوم اهتمام داشتند به جای خود و ان شاءالله مقبول درگاه حق واقع شود ! اما عبارت " و تمامی مادران و همسرانی که جوانان و همسرانشان در جبهه ها از کیان کشود دفاع می کردند" زاید است و غرض خود را رزمنده خواندن است، باید گفت حاج محمود عزیز؛ جا نزن، تو کجا جبهه بودی، کدام لشگر، کدام گردان، کدام محور، کدام عملیات، نه جان من تو آنروز هم پشت جبهه دنبال پست بودی، حتی بعد از آن هم مسئول ستاد انتخاباتی هاشمی در محله خودتان شدی تا در دولت هاشمی پستی بگیری! تو آنروز به دستبوسی آقایان نائل می شدی تا دستی به پشتت بزنند و ...بیا و خودت باش، به دنبال هاله و جبهه جعلی نباش.
88/12/9 دکتر مهدی خزعلی
به این جنایت پاسخ دهید
به این جنایت پاسخ دهید
ای معلمان و ای مدیرانی که دانش آموزان را تشویق می کردید به جبهه بروند. بر اساس قوانین بین المللی استفاده از افراد زیر 19 سال در جنگ ممنوع است. این کار شما که یک دانش آموز خام را شستشوی مغزی می کردید و به جبهه می بردید یک جنایت است به این جنایت باید پاسخ دهید.
آن خانواده هایی که فرزندان کم سن و سال آنها به جبهه برده شده و شهید شدند باید مسولین جامعه و معلمان و مدیران را مجبور به پاسخگویی کنند.
سیاست و دیانت
سیاست و دیانت
خمینی می گفت سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست
ببینید سیاست یک آخوند را که سراسر دروغ است
آخوند محمد هاشم نعمت اللهی پسر محمدی کلی یو
او عبدالمالک ریگی را استاد جنبش سبز می داند که عین دروغ است. با این حساب دیانتشان هم دروغ است.
وای به حال ملتی که پشت سر اینها نماز می خوانند و فکر می کنند اینها راه درست زندگی کردن را به اینها نشان می دهند
مردم مواظب بچه های خود باشید اختیار تفکرات و اعتقادات آنها به دست این شیادان دروغگو نیفتد.
Neda Agha-soltan
آقای کلهر در همه ی دنیا نام و نام خانوادگی را همانطور که هست می نویسند یعنی ندا آقا سلطان می شود
Neda Agha-soltan
واقعا از مشاور رسانه ای رئیس جمهوری بعید است که تا این حد ناآگاهانه سخن بگوید ایشان ادعا کرده اند که چون معنی اسم ندا آقا سلطان به انگلیسی می شود فریاد آقای شاه پس این بدان معناست که به قصد این دختر جوان در تظاهرات های اعتراضی انتخابات کشته شده است.
این دست سخنان بی ربط برای سران این دولت نکته جدید و عجیبی نیست چون بیش از این نیز این دولت و حواشی ان چنین ادعاهای تعجب بر انگیزی کرده اند ولی دو نکته قابل توجه که ندانستن ان برای مشاور رئیس جمهور آن هم در امور رسانه عجیب است آن است که اولا در همه دنیا نام و نام خانوادگی همانی است که هست یعنی ندا آقا سلطان در همه دنیا ندا آقاسلطان است همانطور که برای مثال Hillary Clinton برای ما هم همان هیلاری کلینتون است. چه میان فارسی زبانان چه میان انگلیسی زبانان و چه روسی و هندی و چینی ها همه یک نفر را با یک نام می شناسند نه با ترجمه ی ان، پس ندا اقا سلطان در انگلیس هم می شود Neda Agha-soltan نه فریاد آقای شاه.
دوم آنکه در دستور زبان انگلیسی اگر بنایی هم به ترجمه باشد به مانند زبان فارسی عینا از راست به چپ ترجمه نمی کنند بلکه برعکس آن یعنی در ترجمه ندا آقا سلطان معنی فریاد آقای شاه نمی دهد. و جالب اینکه ایشان ادعا کرده است انان(اشاره به همان دشمنان پشت پرده) نمی دانستند در ایران دیگر به شاه ،سلطان نمی گویند و یکی نیست از ایشان بپرسد چه طور اینها همه چیز را می دانستند ولی انجا که منطق حرفتان از فریاد بی منطقی عوغا میکند می گویید آنها نمی دانستند!
و سوال مهمتر اینکه غیر ایشان تا به حال کجا و چه کسی چنین ترجمه ای از نام و نام خانوادگی ندا آقا سلطان ارائه داده است بهتر است ایشان نمونه ای هم برای این ادعا بیاورند که مثلا در فلان جا نداآقا سلطان اینگونه ترجمه شده است چون به هر حال با توهم نمی شود نظریه پردازی کرد.
http://dolateomid0.blogspot.com/2010/02/neda-agha-soltan.html
۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه
سخنی با امر به معروف و نهی از منکری های زرقان
سخنی با امر به معروف و نهی از منکری های زرقان
نکته اولی که باید به شما بگویم این است که خمینی در پاریس در ریر درخت سیب در مصاحبه ای مدعی شد که در حجاب هیچ اجباری نیست. بعد هم در قبرستان تهران وعده داد که دلخوش نباشید که مسکن فقط می سازیم آب و برق را مجانی کنیم اتوبوس را مجانی می کنیم.
و اما سابقه امر به معروف و نهی از منکر:
سخنی با امر به معروف و نهی از منکری های زرقان
اولین فردی را که در زرقان دیدم فضولی یا به قول خودش امر به معروف و نهی از منکر می کرد خالق رنجبر بود که بعد از معلول شدنش سوار موتور سیکلت می شد و به دنبال جوانان راه می افتاد که ببیند آنان چه کار می کنند. از قرار معلوم یک روز هم بچه های لرا گونی بر سرش کرده بودند و او را کتک مفصلی زده بودند. سنگ سبک تیپا می خوره.
ویدیو
در ابتدا ویدیو ممنوع بود. هر کس نوار ویدیویی داشت اگر او را دستگیر می کردند او را دادگاهی می کردند و جریمه می شد. بعد از مدتی ویدیو آزاد شد و در مساجد ویدیو کلوپ درست کردند و برخی از همان ویدیوهایی را که از مردم گرفته بودند کرایه می دادند. این خجالت آور است. برای کسانی که ویدیوهای مردم را از آنها می گرفتند البته اگر فهم داشته باشند.
گرفتن مردان زن دار و به زور به سربازی فرستادن انها:
در زمان جنگ پاسداران کسانی را که سربازی نرفته بودند دستگیر می کردند و به سربازی می فرستاندند این موضوع حتی شامل مردان زن و بچه دار نیز می شد. آنهم در زمانی که صدام می گفت گه خوردم بیایید صلح کنیم ولی همین حزب اللهی ها می گفتند می خواهیم برویم کربلا و قدس را بگیریم. بعد هم خمینی جام زهز را سز کشید.
برخورد با دختران
خانمی که در ساه زرقان بسیار پرنفوذ بود دختری 14 تا 16 ساله را به درون سپاه برده بود و به سیلی زده بود که چرا با یک پسر رابطه داشته. چند سال پیش دختر ترشیده همین زن می خواست خودش را به یکی از برداران امر به معروف و نهی از منکر که نه تنها زن که عروس و داماد هم داشت قالب کند. البته این دختر حتما با آن مرد ارتباط داشت که تصمیم به ازدواج با یکدیگر گرفته بودند. من نمی توانم بگویم ارتباط لمسی بوده یا کلامی ولی اگر لمسی هم باشد با چند کلمه حلال می شود
دست زدن
بعد از دوم خرداد می گفتند دست زدن حرام است. در جلسات همین برادران مومن و مسلمان و حزب اللهی می گفتند دست نزنید حرام است. بعد از مدتی دست زدن حلال شد این آقایان هم شروع کردند به دست زدن خجالت هم نکشیدند که جوانان را از دست زدن باز می داشتند. رو که نیست سنگ پای قزوین است.
آنچه شما امر به معروف و نهی از منکر ها باید بدانید این است که زمان بسیار سریع می گذرد و ارزشها خیلی سریع عوض می شوند و شما مسول اعمال خود هستید. با یک جوانی امروز برخورد می کنید 10 سال دیگر شما موقعیت خود را از دست داده اید و او یقه شما را خواهد گرفت و از شما در باره برخوردی که با او کرده اید سوال خواهد کرد و شما خجالت خواهد کشید. شاید هم با شما برخورد کند
اعتقادات مردم از کجا آمده؟
اعتقادات مردم از کجا آمده؟
با هر کس که صحبت می کنی می گوید من اعتقاداتی دارم. او به یک نکته را نمی داند و آن اینکه اعتقادات خود را از آخوندها گرفته و آخوندها این اعتقادات را برای آنها ساخته اند.
نگاه کنید به مطلب یک آخوند شیاد در وبلاگش.
او جنبش سبز را تروریست می خواند.
با پررویی بی شرمی شیادی و کلاشی کامل دروغ می گوید.
حال اینها ادعا می کنند که می خواهند مردم را به سوی سعادت راهنمایی کنند.
براستی ایا یک فرد دروغگوی شیاد می تواند جامعه را هدایت کند؟ آری هدایت به سمت نابودی همانگونه که در طی این سالها کرده اند
ای مردم تا زمانی که اختیار اعتقادات خود را به دست این شیادان بسپارید روز به روز به سمت نابودی با سرعت بیشتری حرکت خواهید کرد. همانگونه که فقر و فحشا در کشور امروز بیداد می کند
ای آخوند ما تو که راست می گویی
این عکس را از وبلاگ یکی از آخوندهای شهرم برداشته ام
به نام محمد هاشم نعمت اللهی
من می گویم جناب آخوند تو که راست می گویی گوه به قبر پدر آدم دروغگو
۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه
رفسنجانی پیشانی خامنه ای پشت دست
رفسنجانی پیشانی خامنه ای پشت دست
یکی از شبکه های تلوزیون سوئد مستندی را پخش می کند در باره ارتباط ایران و آمریکا از ابتدای انقلاب. در این مستند نکات جالب و جدیدی برای من وجود دارد از جمله چهره شاداب سازگارا که با شور و شعف وصف ناشدنی از همراهی با خمینی و پیروزی انقلاب سخن می گوید. در جایی از فیلم خامنه ای و رفسنجانی به دیدار خمینی رفته اند در هنگام خداحافظی خامنه ای پشت دست خمینی را می بوسد و رفسنجانی پیشانی او را. آنچه در این فیلم مهم است این است در آن زمان که به ما می گفتند بگویید مرگ بر آمریکا ایران و آمریکا زیر به زیر با هم ارتباط داشتند.
با دستور رفسنجانی محسن رضایی یکی از فرماندهان سپاه را می فرسته به لبنان که با لبنانی ها مذاکره کند و گروگانهای آمریکایی را آزاد کند. این فرمانده سپاه به آنجا می رود. حزب الله لبنان نمی خواسته گروگان ها را آزاد کند به محل اقامت فرمانده سپاه با آرپی جی حمله می کند ولی به دستور محسن رضایی آن فرمانده سپاه تا حل کامل مشکل و آزادی گروگانهای آمریکایی در آنجا می ماند. اگر چه آمریکا بعد از آزادی گروگانها به تعهدات خود بعد عمل نمی کند.
نکته جالب دیگر فیلم موضوع پایان جنگ بود. رفسنجانی می گوید به دیدار خمینی رفتم و از او خواستم که جنگ را تمام کند زیرا ادامه جنگ به صلاح کشور نبود. برای خمینی که سالها شعار داده بود اگر جنگ 20 سال هم طول بکشد باز ما ایستاده ایم بسیار سخت بود که اعلام کند قطعنامه را می پذیرد. من گفتم اگر برای شما سخت است من به عنوان فرمانده جنگ اعلام می کنم که قطعنامه را پذیرفته ایم و بعد شما مرا محاکمه کنید. خمینی تاملی کرد و گفت نه این صحیح نیست من خودم اعلام می کنم.
آقای معلم دینی تو غلط می کردی به ما دروغ می گفتی
آقای معلم دینی تو غلط می کردی به ما دروغ می گفتی
یکی از بدبختی های ما بچه های ایران این است که ما را شستشوی مغزی می دهند. معلمانی که برای آنها احترام و ارزش قائل بود و آنها را انسان می پنداشتیم به ما دروغ می گفتند. زمانی که فهمیدیم ما را فریب داده اند فشار روحی بسیاری را تحمل کردیم.
یکی از این افراد فردی بود به نام آقای قشقایی که در آن زمان معاون اداره آموزش پرورش زرقان بود که در سال سوم هنرستان معلم دینی ما بود. فردی بسیار مومن مذهبی معتقد به اسلام و ریشی. اکنون به احتمال قوی بازنشست شده نمی دانم اصلاح طلب است یا به دنبال محمود دروغگو می دود. این فرد به ما دروغ می گفت. نمونه دروغ او هم این بود: اگر به خاطر داشته باشید کویت از آمریکا برای حفاظت از کشتی های نفت کش خود کمک خواست. یک بار یکی از این کشتی های تحت حفاظت کشتی های آمریکایی به یک مین دریایی برخورد کرد. آقای قشقایی به سر کلاس آمد و گفت بچه ها از قدرت خدا در خلیج فارس مین سبز شد. خدا به این حکومت اللهی نظر دارد. هفته گذشته در خایج فارس طوفان شن آمد که به نفع نیروهای ایزان شد و این یک معجزه است. با این مزخرفات دروغ ما را شستشوی مغزی می دادند. حال جالب اینجاست که فرد دروغگو کم حافظه است. هفته بعد سر کلاس آمد و گفت بچه های سپاه شبانه در راه کشتی کویتی مین کار گذاشتند.
من اکنون به آقای قشقایی می گویم پدر سوخته دروغگوی شارلاتان مسلمان مذهبی باورمند به نظام اسلامی غلط می کردی که به ما دروغ می گفتی. تو از بیت المال پول می گرفتی که ما را راهنمایی کنی نه اینکه با دروغ هایت گمراه کنی. البته من این متن را تنها برای این معلم ننوشته ام. برای تمام معلمان امروز نوشته ام که به آنها بگویم تمام این دانش آموزان فردا بزرگ خواهند شد و اگر اکنون هم نفهمند به آنها دروغ می گویی فردا خواهند فهمید و مانند امروز من شما را لعنت خواهد کرد
۱۳۸۸ اسفند ۶, پنجشنبه
کورش بزرگ در بابل در جمهوری اسلامی در کوی دانشگاه تهران (مقایسه تاریخی)
کورش در 2500 سال پیش بابل را فتح کرد. بابل شهری بود در کشوری دیگر. برادران مومن مسلمان حزب اللهی لباس شخصی و گارد و یژه پلیس نظام مقدس جمهوری اسلامی هم کوی دانشگاه را فتح کردند. کورش در بابل کاری را انجام داد که بشریت را به تحسین واداشت. او حقوق تمام مردم را سرزمین اشغالی را ارج نهاد و به مردم آن سرزمین احترام گذاشت. آنچه را که انجام داد بر استوانه ای از گل نوشت که امزوز به عنوان نخستین فرمان جهانی حقوق بشر از آن یاد می شود. ولی برداران مسلمان حزب اللهی و گارد ویژهبر اساس آموزشهای دینی که به آنها داده شده بود پس از فتح کوی دانشگاه که جمعی از بهترین جوانان همین کشور در آنجا مشغول به تحصیل هستند و فقط به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند کاری کردند که تا ابد به عنوان یک جنایت ثبت خواهد شد. لعنت بر ما از فرهنگ خود غافلیم و خوشبختی خود را در کتب و آموزه های بیگانگان جستجو می کنیم.
آنچه کورش پس از فتح بابل انجام داد
آنچه برادران مسلمان پس از فتح کوی دانشگاه انجام دادند
۱۳۸۸ اسفند ۵, چهارشنبه
گزارش سی ان ان از جنایت احمدی نژاد در کوی دانشگاه
گزارش سی ان ان از جنایت احمدی نژاد در کوی دانشگاه
این ویدیو را مقایسه کنید با ویدیو فرمان آزادی کورش و ببینید از 2500 سال پیش چند هزار سال از نظر فرهنگی عقب رفته ایم
در گزارش بی بی سی گوینده می گوید که پلیس دانشجویان را می زند و لباس شخصی ها می گویند نزن.
ثانیه 15 فیلم را ببینید. دوپلیس یک دانشجو را روی زمین می کشند و یک لباس شخصی با لگد او را می زند
این دو گروه هر دو جنایتکارند و باید مجازات شوند بی بی سی هم مانند همیشه....است
فرمان آزادی کورش
دوستان کمک کنید تا بخشی از فرهنگ ایران باستان را به هموطنان بشناسانیم
http://balatarin.com/permlink/2010/2/23/1962088
http://balatarin.com/permlink/2010/2/23/1962152
من روز گذشته دو لینک را در بالاترین فرستادم با عنوان فرهنگ ایران باستان و تخت جمشید.لینکها را در قسمت نظرات گذتسته ام لطفا کمک کنید این لینک داغ شود. تلاش من در راستای شناساندن فرهنگ غنی ایران باستان است ببینید از 2500 سال پیش چند سال عقب رفته ایم؟ ببینید و مقایسه کنید از کجا به کجا رسیده ایم. از نظر فرهنگی از 2500 سال پیش چقدر عقب رفته ایم. مقایسه کنید سخنان حاکمان ایران در 2500 سال پیش و احمدی نژاد در امروز. اجداد ما در 2500 سال پیش برای سازندگی و شادی جهانیان تلاش می کردند و ما شعار می دهیم مرگ بر این کشور و مرگ بر آن کشور مرگ بر ضد ولایت فقیه بدون اینکه لحظه بیندیشم و ببینیم این سخنان ما چقدر بی شعورانه است.
http://balatarin.com/permlink/2010/2/23/1962152
من روز گذشته دو لینک را در بالاترین فرستادم با عنوان فرهنگ ایران باستان و تخت جمشید.لینکها را در قسمت نظرات گذتسته ام لطفا کمک کنید این لینک داغ شود. تلاش من در راستای شناساندن فرهنگ غنی ایران باستان است ببینید از 2500 سال پیش چند سال عقب رفته ایم؟ ببینید و مقایسه کنید از کجا به کجا رسیده ایم. از نظر فرهنگی از 2500 سال پیش چقدر عقب رفته ایم. مقایسه کنید سخنان حاکمان ایران در 2500 سال پیش و احمدی نژاد در امروز. اجداد ما در 2500 سال پیش برای سازندگی و شادی جهانیان تلاش می کردند و ما شعار می دهیم مرگ بر این کشور و مرگ بر آن کشور مرگ بر ضد ولایت فقیه بدون اینکه لحظه بیندیشم و ببینیم این سخنان ما چقدر بی شعورانه است.
۱۳۸۸ اسفند ۴, سهشنبه
فیلم تخت جمشید و فرهنگ ایران باستان
فیلم فرهنگ ایران باستان
فیلم مستند تخت جمشید
بخش اولفیلم مستند تخت جمشید
بخش دوم
بخش سوم
بخش چهارم
بخش نجم
۱۳۸۸ اسفند ۳, دوشنبه
فيلم منتشر نشده اي از حمله به كوي دانشگاه
فيلم منتشر نشده اي از حمله به كوي دانشگاه
● جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
● جهت دانلود مستقيم و بدون فيلتر ويدئو در ايران اينجا كليك كنيد.
اشتراک در:
پستها (Atom)


































